اینترنت شرایط تکنولوژیک بنیادی را برای ظهور نسل های جهانی ایجاد کرده است. البته عوامل دیگری هم در ایجاد نسل های جهانی اهمیت دارند؛ عواملی مانند افزایش تحرک، توریسم، آموزش و بازار کار جهانی.
در متون جامعه شناسی، نسل به مثابه پدیدههایی محصور در چارچوب های ملی شناسایی میشده است. اما نسل دههی 1960 اولین نسل جهانی بود که ظهور آن پیامدهای جهانی به همراه داشت؛ امروزه با پیشرفتهای اساسی رویداده در عرصهی ارتباطات الکترونیکی جدید، پتانسیلهای بیشتری برای ظهور نسل های جهانی به وجود آمده است که میتوانند فراتر از مرزهای ملی و در عرض زمان با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.
افزایش استفاده از اینترنت در سال های اخير بسیار قابل توجه بوده است و آمریکا، کانادا و اروپا و همچنین آسیا، اقیانوسیه، آمریکای لاتین، آفریقا و خاورمیانه را در هم ادغام کرده است. نسل جدید گوشیهای موبایل امکان دسترسی به اینترنت را در هر زمانی و از هر جایی بدون نیاز به کامپیوتر فراهم میکنند. تلویزیون با اینترنت تکمیل شده است و به همین خاطر نسل جدید، جهانیتر از نسل دههی 1960 است؛ اگر نسل دههی 1960 نسلی اهل سفر بود، نسل الکترونیکی به خاطر تکنولوژیهای جدید در لحظه با همه جای جهان در ارتباط است
تفاوت اصلی بین این دو نسل جهانی در این است که ایجاد و نفوذ و تأثیر نسل اول تا حد زیادی یک سویه بود و در تسلط آمریکا قرار داشت. در حالی که نسل جدید دوم بهشیوهای دارای تعامل بیشتر و سلسله مراتب کمتر عمل میکند و عرصهی بیشتری برای تاثیر متقابل وجود دارد. نسل جوان تر جدید، آسانتر میتواند کنترل رسانههای جدید را به دست گیرد و و از آن برای اعتراض علیه مسائل عصر حاضر مانند تهدیدهای زیستمحیطی، جنگهای جدید نواستعماری، نابرابری، فقر و جهانیشدن استفاده کند
رسانههای جدید قابل تغییرند و به کاربران امکان میدهند فعال باشند و مشارکت کنند. به علاوه، در سالهای اخیر، پتانسیل تلویزیون برای تعامل افزایش است زیرا فرصت های بیشتری برای تماشاگران به منظور درگیری و مشارکت مستقیم در برنامهها (از طریق رأی دادن و غیره) فراهم شده است. جنبش های اعتراضی ملی در حال جایگزینی با جنبشهای اعتراضی جهانیاند و اجتماعات اقلیت قومی برای حفاظت از حقوق خود، دست به اقامهی دعوی در سطح فراملی میزنند.
اکنون شاهد شکلگیری نسل جهانی دوم، نسل اینترنت، هستیم که هم اطلاعات و ایدههایش را در ورای مرزها به اشتراک میگذارد و هم کنش هایش تاثیری جهانی دارد. اگرچه دسترسی به اینترنت همگانی نیست، شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه اینترنت برای توانمندسازی جهان در حال توسعه مورد استفاده قرار میگیرد.
اینترنت میتواند بنیانهایی برای انقلاب اجتماعی و سیاسی، ایجاد تغییر در اجتماعات و روابط بین شهروندان و دولت فراهم میکند. از این رو، در فضایی که فعالیت سیاسی در سطح اجتماع کاهش یافته است، اینترنت به ابزاری تبدیل شده که به کاربران امکان میدهد از بدبینی پدیدارشده از جانب رأیدهندگان نسبت به حکومت، فراتر روند.
سرمايه اجتماعي...ما را در سایت سرمايه اجتماعي دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 78