با پیدایش شبکه داده های جهانی یا اینترنت، زمان و مکان و هویت، تعریفی تازه یافته اند. اینترنت در واقع، مکان بی مکان است؛ جایی که انسانها می توانند به راحتی با یکدیگر ارتباط برقرار نمایند، قرارداد ببندند، گروه های خود را بسازند، پیام بفرستند یا چیزی را معرفی کنند. در این مکان، مرزهای جغرافیایی هیچ معنا و مفهومی ندارد و به همین سبب، دشواری ها و مشکلات منطقی زمان و مکان از میان برداشته شده است. همه چیز در تحرک است و همواره این تحرک شتابی بیشتر می یابد. هویت سیال و متکثری که در چنین فضایی شکل می گیرد، فرد را از چارچوب معین و انعطاف ناپذیری که در جهان خارج دارد، جدا می کند و به او اجازه بروز بیشتر خود را می دهد. چنین فضایی که فرد را از قید و بندها رها می کند و به او در فضایی بسیار بی مرزتر از جهان واقعی مجال فعالیت می دهد، می تواند هویت دینی و ملی را تحت الشعاع خود قرار دهد.
ابتداییترین تأثیر شبکههای اجتماعی اینترنتی بر کاربران این است که هویت فعلی او را به چالش میکشند؛ ابتدا کاربر را از خود واقعی تهی میکنند و سپس به او فرصت میدهند خود ایدهآلش را بروز دهد، در حالی که بهطور ناخودآگاه، این خود جدید در فضای گفتمانی شبکههای اجتماعی برساخته شده است. شبکههای اجتماعی صحنهای فراهم میآورند که کاربران میتوانند از هر جنسیت، سن، طبقه اجتماعی، نژاد و قومیتی که باشند، در آن ظاهر شوند و نقش دلخواه خود را بازی کنند. در این سطح، شبکههای اجتماعی مجازی، کاربر را به هویتی فردمدارشده با مشخصات منحصر به فرد سوق میدهند. در واقع با شبکههای اجتماعی مجازی این قابلیت به فرد داده میشود تا خود را هر گونه که میخواهد، فراتر از هویت واقعی خود در جهان فیزیکی بازتعریف و روایت کند. بنابراین، با قبول این فرض که شبکههای اجتماعی اینترنتی در درون جامعه مصرفی خلق شدهاند، خود منشأ بازتولید مکرر چنین جامعهای میشوند.
ریچارد بارتل اینگونه استدلال میکند که دنیاهای مجازی برای مردم آیینهای را فراهم میآورند که هر چه فرد تصویر خود را در آن مأنوستر با خود واقعی یا ایدهآلش بیابد، بیشتر با آن ارتباط برقرار میکند. در واقع، راز موفقیت و جذب کاربر برای وبسایتهای عمده این است که کاربر خود را در آیینه جهان مجازی پیش رویش ببیند. بدین ترتیب، در باب هویت در دنیای مجازی، مسئله این است که کاربر چه میزان انعکاس تصویر خود را در این آیینه میپسندد.
زمانی این تلقی وجود داشت که هویت افراد در فضای مجازی، هویتی ناشناخته و چندگانه است، اما اکنون کاربران ادامه هویت تعریفشده خود در فضای مجازی را بهصورت آفلاین پی میگیرند و یا در فعالیتهای آفلاین در بسیاری از مواقع برای خود نام و نشان تعریف میکنند و با آن همزادپنداری زیادی دارند. بنابراین، معادلات پیشین هویت دچار تحول شده است. بدین ترتیب، بازتعریف هویت فردی و اجتماعی در فضای مجازی در ابعاد گوناگون قابل بررسی است. در این فضا، همگرایی جامعه مصرفی و تخصص حرفهای تولیدکنندگان و تجار به بازآفرینی مفاهیم انسانی چون بلوغ، سن و مراحل مختلف زندگی انجامیده است. شاید این تعجببرانگیز باشد که مفاهیم انسانی با ابعاد زیستشناختی مانند بلوغ نیز در دنیای مجازی تعابیر جدید بیابند، اما ریشه استحاله این مفاهیم ناشی از تأثیرگذاری قوی فضای مجازی بر نوع تفکر کاربران است.
همانگونه که بارتل خاطرنشان میکند: «هویت، حاصل تفکر است که در قالبهای گوناکون (در عمل یا در قالب لغات) ظهور میکند» و با توسعه عرصه مجازی زندگی بشر، این حقیقت غیرقابل انکار است که این فضای مجازی با کاربر ارتباطی دوسویه قرار دارد؛ نحوه تفکر او را تحت تأثیر قرار میدهد و در مقابل گستره وسیعی را فراهم میآورد که کاربر هویت خود را در آن براساس ترجیحات خود ابراز میکند و به منصه ظهور میرساند. بهعبارت دیگر، فضای مجازی امروز تنها آیینه منعکسکننده کاربر مقابل خود نیست، بلکه تا حد زیادی چگونگی کیفیت کاربر خود را نیز تعریف میکند.
زمانی، تلقی منتقدین فرهنگی این بود که چون فضای مجازی عرصهای است که مهندسان فنی و نه مهندسان فرهنگی آنرا ساختهاند، بنابراین نقطه ضعف آن عدم وجود روایت است .اما امروز دنیای مجازی آنچنان با زندگی و فرایند هویتسازی بشر درآمیخته است که نه تنها روایتهای بیشمار در آن قابل درک است، بلکه این روایتها بر روایت دنیای واقعی پیشی گرفتهاند؛ چنانکه بودریار از «فراواقعیت» مجازی سخن میگوید و بهقول آنجل آدریان، همانقدر که تجارت الکترونیک از تجارت جدا نیست، هویتهای الکترونیکی در فضای مجازی نیز از هویتهای واقعی قابل بازشناسایی نیستند.
دو رویکرد کلی نسبت به فضای مجازی و مضامین متأثر از روشن نگری در آن یافت می شود. رویکرد نخست، رویکرد رمانتیسم است که در آن، هویت همان هویت های تغییریافته در فضای شبکه تعبیر می شود. نزدیکی، همان مفهومی است که در اثر کوچک ترشدن جهان همگام با توسعه ارتباطات الکترونیک به وجود می آید. مفهوم اجتماع با جوامع مجازی و عجین شدن ذهن با فضای داده ای معنا می شود . تجسدزدایی مفهومی است درماورای محدودیت های جسمی و به وسیله ظواهر داده ای و آلات الکترونیک بوجود می آید. الگوها، همان مجموعه نمادهای دیجیتال و اطلاعات هستند. مفهوم بازنمایی، حاصل تناظرهای بین داده ها و چیزها است. آرمانشهر مفهومی است که در آن جهانی بهتر، از رهگذر اطلاعت جست وجو می شود.
اما در رویکرد دیگر، هایدگر تلقی دیگری از این مفاهیم ارائه می کند که با رویکرد رمانیستی متفاوت است. او با ارائه چارچوب پدیدارشناسی مفاهیمی اصیل تر از هویت، نزدیکی، اجتماع، تجسدزدایی، الگو، بازنمایی و آرمانشهر ارایه می کند . فهم مبتنی بر پدیدار شناسی هایدگر بر زندگی هر روز های تأکید دارد که حاصل فعل بشر و مبتنی بر پراگماتیسم است. خلاصه این تفاوت ها در جدول زیر ارائه می شوند.
هویت در فضای مجازی مانند هویت در فضای واقعی مختصات و ویژگیهای خاص خود را دارد که به دلیل اقتضائات متفاوت فضای مجازی، باید انتظار نوع متفاوتی از هویت را داشته باشیم.
نخستین ویژگیای که در خصوص هویت مجازی میتوان به آن اشاره داشت، "آزادی انتخاب" است. آزادی انتخاب به معنی این است که فرد توانایی این را دارد که از میان تمامی ویژگیهای شخصیتی خود، آنچه را که دوست دارد به نمایش بگذارد. در فضای مجازی انتخاب اسم، تصویر پروفایل، حلقهی دوستان و مهمتر از همه بازنمایی از خود، بدون هیچگونه نظارت اجتماعی و به صورت آزادانه انجام میشود و از این رو میتوان گفت این آزادی انتخاب را به صورت تمام و کمال میتوان دید. به نظر میرسد این شکل از آزادی انتخاب نتیجهی نوعی از همگسستگی روابط در فضای مجازی است. به این معنی که در فضای واقعی نسبت اطرافیان با فرد کاملا مشخص و تعریف شده است ولی این ویژگی در فضای مجازی وجود ندارد و از این رو فرد به راحتی میتواند «خودِ آرمانی و مطلوب» را به نمایش بگذارد.
از همگسستگی روابط و عدم وجود نظارت اجتماعی بر رفتارهای افراد در فضای مجازی، خود باعث ویژگی دوم هویت در فضای مجازی میشود و آن این است که افراد "احساس آزادی بیان" بیشتری نسبت به فضای واقعی را تجربه کنند. به این معنی که زمانی که فرد از هویت واقعی خود جدا شده و در فضایی جدید، روابط و هویت جدیدی را میآزماید، بسیاری از محدودیتهای اجتماعی مانع از اظهار نظرهای وی نمیشود.
ویژگی سوم هویت مجازی، این است که برای عملی کردن برخی عناصری که در ویژگیهای هویت مجازی وجود دارد، نیازی به وقوع شرایط زمانی و مکانی خاصی نیست. این ویژگی به خصوص در شرایطی مانند شکل دادن به کمپینهای اجتماعی خیلی تاثیرگذار است. در واقع، عدم وجود محدودیتهای مکانی و زمانی، به ایجاد و گسترش تفکرهای مختلف کمک بسیاری میکند. در حالی که در دنیای واقعی، این موضوع به عنوان محدودیتی مهم در نظر آورده میشود. در واقع، به دلیل اینکه برای بیان عقیدهای شرایط زمانی و مکانی خاصی باید فراهم شود و برای هر فردی این شرایط متفاوت است، افراد در مارپیچ سکوتی قرار میگیرند که گمان میکنند تنها افرادی هستند که دارای آن عقیده هستند و بنابراین آن عقیده اساسا مطرح نمیشود.
مارک پاستر در"عصر دوم رسانه ها" تاکید می کند دردوره جدید که اینترنت و ارتباطات الکترونیک در جامعه سیطره دارد، این داده ها و اطلاعات یا به عبارت دقیق کلمه، این اجتماعات مجازی هستند که هویت افراد را می سازند. وسایل نوین اطلاعاتی و ارتباطی در اثر تغییراتی که در برداشت های بشر امروزی به وجود می آورند، هویتها را در وضعیت کاملا تازه ای قرار م یدهند که متفاوت و حتی مغایر با گذشته است.
ظهور فناوری های نوین ارتباطی، دگرگونی بنیادینی را در معاملات و ارتباطات انسانی ایجاد کرده است. در فضای مجازی، مرز واقعیت با غیر واقعیت، حقیقت جلوه داده می شوند و"نیست" ،"هست ها" با غیر حقیقت مخدوش می شود و برعکس؛ فضایی که می تواند به افکار عمومی شکل دهد و احساسات عمومی را به غلیان و هیجان درآورد، م یتواند انسانها را در فضای حاد- واقعیتی قرار دهد که در آن به ستیزش و بحران بیندیشند یا برعکس. شاید به جرات بتوان فضای مجازی را از هم گسیخته ترین و متکثرترین فضای ممکن نامید. این فضا، کاملاً مرکز گریز، بدون مرز و فاقد نقطه ثقل است. مفهوم مرز در این فضا دگرگون می شود و دیگر نمی توان از چارچوب مشخص و قاطعی به نام مرز صحبت کرد. فضایی بدون مرکز که سبب ایجاد تکثر معنایی می شود و از هر گونه طبقه بندی و دسته بندی شدن می گریزد؛ زیرا هر یک از مراکز به نوبه خود، منشأ معنابخشی های متفاوت به پدیدارهای اجتماعی می شوند. هویت حاصل از چنین فضایی، هویتی سیال، ناپایدار و نامحدود خواهد بود. در چنین حالتی، رابطه ساده و مشخص بین فرد با اجتماع و معنای ثابت هویت در دنیای سنتی از بین می رود و رابطه ای پیچیده، غیرمتمرکز و منتج از مفهوم فضا در ارتباط با هویت ها شکل می گیرد که فاقد شکل ساخت یافته و مشخص است و از هر گونه تعریف و صورت بندی مشخص می گریزد.
منابع:
ثریا معمار ؛ صمد عدلی پور؛ فائزه خاکسار، شبکه های اجتماعی مجازی و بحران هویت (با تأکید بر بحران هویتی ایران)، مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران، مقاله 7، دوره 1، شماره 4، زمستان 1391، صفحه 155-176، دانشگاه اصفهان
علی باقری دولت آبادی، فر جالله زارعیان جهرمی، تأثیر فضای مجازی بر هویت و همبستگی ملی، فصلنامه مطالعات راهبردی بسیج، سال شانزدهم، شماره 60 ، پاییز 1392
سیدمهدی الوانی ، حسین خنیفر، حامد حاجی ملامیرزایی، سیدمهدی میری، ارائه چارچوبی برای نظام و محدوده خ ط مشی گذاری،تصمیم گیری و عمل در فضای مجازی، فصلنامه راهبرد اجتماعی فرهنگی33- ص 61 تابستان 93 شماره یازدهم سال سوم
گروه فرهنگ و جامعه گرداب، "هویت مجازی" چیست و چه معایب و مزایایی دارد، ۱۷خرداد ۱۳۹۵، http://gerdab.ir/fa/news/21208
- سورین ، تانکارد ، ورنر جی وجیمز دبلیو(1388)، نظریه های ارتباطات ، ترجمه دکتر علیرضا دهقان، تهران ، انتشارات دانشگاه تهران
سرمايه اجتماعي...
ما را در سایت سرمايه اجتماعي دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 74